بسم الله الرحمن الرحیم

 

جهان فرشتگان غیر از جهان انس و جن مىباشد، جهان پاکى و خوشى و صفا است، و آنها مخلوقاتى با تقوى هستند، خدا را به حق عبادت مىکنند، و آنچه به آنها امر شود انجام مىدهند و به هیچ وجه مصعیت خدا را نمىکنند .

ایمان به فرشتگان یکى از اصول ایمان به خداست، و ایمان بنده کامل نمىشود مگر با ایمان آوردن به فرشتگان خدا، بارى تعالى مىفرماید: )آمن الرسول بما أنزل إلیه من ربه والمؤمنون کل آمن بالله وملائکته وکتبه ورسله( . [البقره 285] .

رسول به آنچه خدا بر او نازل کرد ایمان آورده و مؤمنان نیز همه بخدا و فرشتگان خدا و کتب و پیغمبران خدا ایمان آوردند] .

ایمان داشتن به فرشتگان مترتب بر چند چیز خواهد بود: تصدیق کردن بوجود آنها، مقام و منـزلت آنها، اینکه آنها مانند انس و جن از بندگان و مخلوقات خدایند، اینکه هیچ عملى نمىتوانند انجام دهند مگر بفرمان خدا، به هیچ وجه بخدا شرک نمىآورند، عرش با عظمت خدا را حمل مىکنند، بزرگترین و عظیمترین سربازان خدایند، وغیر از اینها .

و ما این کتاب مهم که از جهان فرشتگان سخن مىگوید ترجمه کردیم تا از زندگى پربار آنها با خبر شده برایمان سرمشقى در پیروى از اسلام پاک از هر شائبه شود .

الحمد لله رب العالمین وصلى الله وسلم على نبینا محمد وعلى آله وصحبه أجمعین    أما بعد:

در حقیقت ایمان مسئله اى بسیار بزرگ است، زیرا اسـاس و بنیانى است که سعادت دنیا و آخرت بر آن بنیاد نهاده شده است و از بزرگترین مراتب دین است .

هنگامیکه جبریل u در حضور صحابه نزد حضرت رسول اکرم e آمد و در مورد اسلام و ایمان و احسان پرسید، گفت اى محمد! در مورد اسلام به من بگو، رسول اکرم e فرمود: ((الإسلام أن تشهد أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً رسول الله، وتقیم الصلاة، وتؤتى الزکاة، وتصوم رمضان، وتحج البیت إن استطعت إلیه سبیلاً)) . [ابن خزیمه ودارقطنى] . اسلام عبارتست از: گواهى دهى و یقین نمائى که معبودى بحق جز خداى یکتا نیست، و محمد فرستاده خداست، و نماز را بر پا دارى ، و زکات بدهى، و ماه مبارک رمضان را روزه بگیرى، و به حج خانهء خدا بروى اگر توانائى راه آنرا از قبیل توشه و سوارى و غیره دارى .

پس آنحضرت e اسلام را به انجام ارکان پنجگانه فوق تفسیر نمود، جبریل در جـواب گفت: راست گفتى . پس: در مورد ایمان به من بگو . حضرت رسول e فرمود: ایمان عبارت است از این که: به یگانگى خداوند ـ در ذات و صفات و أفعالش ـ و به فرشتگان، و کتابهاى خدا ـ که بر پیامبران نازل شده است ـ و پیغمبران خدا ـ که براى راهنمائى بشر آنان را فرستاده است ـ و روز قیامت ـ و آنچه مشتمل است بر آن از جزاى اعمال و زندگى پس از مرگ و حساب و بهشت و دوزخ ـ و سرنوشت یعنى تقدیر به خیر و شر همگى اینها ایمان بیاورى . پس آنحضرت e ایمان را به تصدیق به ارکان ششگانه بالا تفسیر نمود، جبریل گفت: در مورد احسان به من بگو . آن حضرت فرمودند: نکوکارى عبارت است از این که: طورى خدا را عبادت و بندگى کنى که گویا خدا را مىبینى، و اگر تو خـدا را نمىبینى این یقین را داشته باش که خدا تو را مىبیند .

آنحضرت e بیان کرد که نکوکارى فقط یک رکن دارد و آن اینکه خدا را بگونه اى عبادت کنى که او را مىبینى، و اگر تو او را نمىبینى او تو را مىبیند .

پس اینها مراتب سه گانه دین است: اسلام، ایمان، و نیکوکارى، هر مرتبه اى از مراتب آن رکنى دارد، و رکن هر چیز ستون آن چیز است که بر آن ایستاده و پا برجاست، و رکن خانه ستونى است که خانه بر آن بنا شده است .

پس ایمان بر شش رکن و ستون استوار است، که اگر یکى از ارکان آن سقوط کند انسان مؤمن نخواهد بود زیرا یکى از ارکان و ستونهاى آنرا از دست داده است .

پس ایمان فقط بر ارکانش استوار است، چنانکه ساختمان بجز بر ارکان و ستونهاى خودش ثابت و استوار نخواهد شد .

و این ارکان ششگانه در قرآن ذکر شده است، گاهى ارکان ششگانه یکجا در قرآن ذکر شده است، و گاهى بعضى از آنها فقط ذکر شده است، چنانکه باریتعالى مىفرماید: )ولکنَّ البر من آمن بالله والیوم الآخر والملائکة والکتاب والنبیین( . [البقره 177] . [ولیکن نیکوکار کسى است به خدا، روز جزا، فرشتگان خدا، کتابهاى خدا، پیغمبران خدا ایمان بیاورد] .

در این آیه خدا پنج رکن از ارکان ایمان را ذکر نموده است .

و همچنین خداوند مىفرماید: )آمن الرسـول بما أنزل إلیه من ربه والمؤمنون کل آمن بالله وملائکته وکتبه ورسله لا نفرق بین أحد من رسله( . [البقره 285] .

[پیغمبر ایمان آورد به آنچه از نزد خدا بر او نازل شد، و مؤمنان همه به خداى یکتا، فرشتگان خدا، و کتابهاى خدا ایمان آوردند و گفتند: میان هیچیک از پیغمبران خدا فرقى قائل نمىشویم ـ بلکه به همه ایمان داریم ـ] .

در آیه کریمه گذشته چهار رکن از ارکان ایمان ذکر شده است .

و گاهى باریتعالى دو رکن آن را بیان میفرماید و آنهم: ایمان به خدا و روز رستاخیز، چنانکه مىفرماید: )إنَّ الذین آمنوا والذین هادوا والنصارى والصابئین من آمن بالله والیوم الآخر( . [البقره 62] . [محققاً مردمیکه ایمان آوردند و مردمیکه بنام یهود و نصارى معروف بوده اند و صابئین (فرشته پرستان، یا ستاره پرستان) هر یک از آنان که به خدا و روز قیامت ایمان بیاورند] .

أما ایمان به سرنوشت و تقدیر را خداوند در دو آیه ذکر نموده است: )إنَّا کل شیء خلقناه بقدر( . [القمر 49] . [ما هر چیز را که آفریدیم به قدر و اندازه و از روى تقدیر بود]، و )خلق کل شیء فقدّره تقدیراً( . [الفرقان 2] . [او سبحانه و تعالى همه چیز را آفرید و براى هر آفریده اى اندازه و سرنوشتى قرار داد] .

ایمان به فرشتگان یعنى چه؟

مطلب مورد بحث ما در اینجا ایمان به فرشتگان است که یکى از ارکان ششگانه ایمان مىباشد و معنى آن: تصدیق به وجود آنها و تصدیق به اعمال و کردار آنهاست که در دنیا و آخرت انجام مىدهند . و فرشتگان خلقى از مخلوقات خدایند، خداوند آنانرا براى عبادت خودش و انجام دستورهایش در دنیاى هستى آفریده است، آنان را براى إجراى دستورات خود مىفرستد، و آنان مخلوقاتى از عالم غیب هستند که ما آنها را با چشم مشاهده نمىکنیم، لیکن به آنها ایمان قطعى داریم که هیچ شک و تردیدى در آن راه ندارد، زیرا خداوند و رسول الله e از آنها بطور قطعى خبر داده اند تا ما بطور یقین به آنها ایمان آوریم .

فرشتگان از چه چیزى آفریده شده اند

فرشتگان از نور آفریده شده اند چنانکه در حدیث آمده که خـداوند سبحانه فرشتگان را از نور و ابلیس را از آتش و بنى آدم را از گِل آفریده است .

صفات فرشتگان

فرشتگان خلقى از مخلوقات خدا از عالم غیب هستند و هیچ کس غیر از خدا تعداد و چگونگى آنانرا نمىداند .

بعضى از صفات فرشتگان عبارتند از:

أولاً: آنها بزرگترین و عظیمترین سربازان خدایند .

)ولله جنود السموات والأرض( . [الفتح 4] . [سپاههاى آسمانها و زمین از آن خداوند است] . و هنگامیکه خداوند صحبت از نگهبانان جهنم مىکند چنین مىفرماید: )علیها تسعة عشر( . [المدثر 30] . [براى آن ـ یعنى جهنم ـ نوزده نگهبان است] . و مىفرماید: )وما جعلنا أصحاب النار إلاَّ ملائکة وما جعلنا عدتهم إلاَّ فتنة للذین کفروا( . [المدثر 31] .

[و ما نگهبانان دوزخ را مگر فرشتگان قرار ندادیم، و تعداد ایشان را مگر آزمایشى براى مردمى که کافر شدند نگردانیدیم] .

و أصحاب جهنم: نگهبانان آتش هستند، یعنى در جهنم نوزده فرشته بر آتش پاسبانى مىدهند، و آنرا روشن کرده امور آن را بدست دارند .

یکى از کفار وقتى تعداد نگهبانان آتش را شنید ـ بخیال او که تعدادشان کم است ـ گفت: من بر آنها چنین و چنان مىکنم، یعنى وقتى داخل جهنم شدم با آنها جنگ کرده بر آنان غلبه مىکنم و از آتش بیرون مىآیم، آنهم از باب مسخره و استهزاء این سخنان را گفت . باریتعالى در جواب وى فرمود: )وما جعلنا أصحاب النار إلاَّ ملائکة( . [المدثر 31] .

[ما نگهبانان جهنم را قرار ندادیم مگر از فرشتگان] .

یعنى آنها از بشر نیستند بلکه فرشته اند .

اگر این شخص با خود مىگوید که من قدرتمند و شجاع هستم و جلوى چندین نفر از بشر مقاومت مىکنم، نمىتواند مقابل یکى از فرشتگان بایستد .

باریتعالى مىفرماید: )وما جعلنا أصحاب النار إلاَّ ملائکة( . [المدثر 31] . [ما پاسبانان جهنم را قرار ندادیم مگر فرشتگان] .

یعنى آنان را از جن و إنس قرار نداده است . و مىفرماید: )وما جعلنا عدتهم إلاَّ فتنة للذین کفروا لیستیقن الذین أوتوا الکتاب ویزداد الذین آمنوا إیماناً ولا یرتاب الذین أوتوا الکتاب( . [المدثر 31] . [و ما تعداد آنها را مگر آزمایشى براى کفار نگردانیدیم تا اهل کتاب یقین نمایند و اهل ایمان بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان شک و شبهه نورزند] .

و مىفرماید: )ولیقول الذین فى قلوبهم مرض( یعنى کفار )ماذا أراد الله بهذا مثلاً( . [المدثر 31] . [و براى اینکه مردمیکه در دلهایشان بیمارى نفاق است و مردمیکه کافرند بگویند خدا از این مثال ذکر و تعداد نگهبانان دوزخ چه إراده نموده است؟] . پس آنان تهمت زده و تعداد فرشتگان را کم مىدانند و مىگویند: چگونه این آتش بزرگ که در آن تمامى مخلوقات خداست فقط نوزده فرشته بر آن پاسبانى مىدهد؟

باریتعالى در جواب مىفرماید: )وما جعلنا عدتهم إلاَّ فتنة للذین کفروا( . [المدثر 31] . [و ما تعداد آنها را مگر آزمایشى براى کفار نگردانیدیم] . پس هیچ کس بزرگى فرشتـگان و آنچه در زمین و آسمان از نگهبانان و پاسبانان است غیر از خدا کسى دیگر نمىداند نه کفار و نه غیر از کفار .

دوم: خلقت فرشتگان خلقتى عظیم و بزرگ است چنانکه باریتعالى مىفرماید: )الحمد لله فاطر السموات والأرض جاعل الملائکة رسلاً أولى أجنحة مثنى وثلاث ورباع( . [فاطر 1] . [حمد و ستایش خدا راست که آفریدگار آسمانها و زمین است و فرشتگان را پیام رسان فرستادگان بسوى أنبیاء گردانده است، فرشتگانى که داراى بالهاى دوگانه و سه گانه و چهارگانه اند] .

یعنى بعضى از فرشتگان دو بال دارد، و بعضى دیـگر سه و یا چهار بال دارد، و بعضى از آنها بالهاى بیشترى دارند .

چنانکه رسـول الله e جبریل را دید که ششصد بال داشت و هر بال آن افق را پوشانیده بود .

این یک فرشته از فرشتگان است که خداوند آنرا قوى قدرتمند توصیف نموده، چنانکه مىفرماید: )علّمه شدید القوى( . [النجم 5] . [وحى را به او فرشتهء بس نیرومند جبریل u آموخت] .

و مىفرماید: )ذو مرة فاستوى( . [النجم 6] . [داراى عقل فراوان، و رأى صحیح و رسا، و منظرى خـوب که بخلقت کامل (به همان صورتى که خدا او را بر آن آفریده بود) بر رسول جلوه کرد]، یعنى قوى و خوش اندام مىباشد .

سوم: فرشتگان به إجازه خداوند قدرتمند هستند و دلیل بر توانائى و قدرتمندى آنان این است که اگر خداوند به یکى از آنان فرمان دهد در جهان فریاد مىکشد و تمامى خلق هلاک میشوند، چنانکه بر قوم ثمود چنین آمد و بوسیلهء فریاد فرشته همه هلاک شدند . جبریل فریادى بر آنان زد چنانکه باریتعالى مىفرماید: )إنَّا أرسلنا علیهم صیحة واحدة فکانوا کهشیم المحتظر( . [القمر 31] . [ما بر آنان یک آوراز هولناک فرستادیم و آنها مانند خار و خاشاکى شدند که از سایبان ساز مىماند] . پس قلبهایشان از درونشان کنده شد و مردند و خاشاکى بیش از آنها باقى نماند .

عادت بادیهء نشینان عرب این بود که اگر به جائى کوچ مىکردند در آنجا هیزم جمع کرده و از آن آغل (حصارى) براى گوسفندان و حیوانات خود درست مىکردند تا از حیوانات دیگر محفوظ بمانند، و این هیزم خشک شده و تبدیل به خس و خاشاک میشد .

پس قوم ثمود با وجود قدرت و توانائى و نیروى زیادى که از آن برخوردار بودند بر أثر شنیدن آواز هولناک یکى از فرشتگان مانند این هیزم هاى خشک به خس و خاشاک تبدیل شدند .

و این جبریل u بود که خداوند به او فرمان داد تا قریه هاى قوم لوط که هفت دهکده بـود و در آن بشر و ساختمانها و توشه و حیـوانات خیلى زیادى وجود داشت آنان را بر طرف بال خود حمل نماید و بالا برد تا اینکه فرشتگانى که در آسمان بودند صداى سگها و أذان خروس هاى آنان را شنیدند، سپس آنان را از آنجا وارونه کرده به زمین انداخت، و این نمونه اى از قدرت و قوت فرشتگان علیهم السلام مىباشد .

إسرافیل u مأمور به دمیدن در صور است و آنهم([1]) شاخ و شیپورى است که أرواح بنى آدم از اول تا آخر آنها در آن جمع شده است سپس إسرافیل u یکبار در آن مىدمد و تمامى أرواح بنى آدم از آن شیپور پرواز کرده به أجساد و بدن آنها داخل مىشود و این دمیدن بعثت یعنى برخاستن مىباشد و قبل از این دمیدن، دمیدن بىهوشى است، و با این دمیدن هر چه در دنیا بین زمین و آسمان است از بین میرود و مىمیرد بجز آنچه خدا بخواهد .

باریتعالى مىفرماید: )ونفخ فى الصور فصعق من فى السموات ومن فى الأرض إلاَّ من شاء الله( . [الزمر 68] . [و در صور دمیده شد و همه کسانیکه در آسمانها و زمین بودند مردند، مگر کسانیکه خدا آنان را جدا کرد و بقاى آنان را خواست] .

سپس بار دیگر در آن شیپور دمیده شد و آنهم دمیدن زنده شدن است: )فإذا هم قیام ینظرون( . [الزمر 68] .

[ناگهان همه زنده شده مىایستند و نگاه مىکنند] .

این یکى از فرشتگان خداوند است، و این یکى از کارهاى اوست که خداوند به او فرمان مىدهد .

پس فرشتگان مخلوق بزرگى از مخلوقات خدایند، و آنان را براى عبادت خود و انجام دستورات خود آفریده است .

باریتعالى مىفرماید: )بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول وهم بأمره یعملون یعلم ما بین أیدیهم وما خلفهم ولا یشفعون إلاَّ لمن ارتضى وهم من خشیته مشفقون( . [الأنبیاء 26 ـ 28] . [بلکه آنان همه بندگان گرامى خدا بودند، همیشه گفتار ایشان بعد از گفتار خداست، همیشه مطیع فرمان خداى خود هستند، علم خدا به همه کردارشان إحاطه دارد، گذشته و حال و آینده شان را مىداند، و شفاعت و میانجیگرى شان به فرمان خداست تا شفاعت براى کسانى کنند که خدا رضایت به شفاعت از آنان دارد و ایشان همیشه از ترس خدا بیمناکند] .

و این توصیفى است براى فرشتگان .

کارهائیکه فرشتگان به آن مکلّفند

فرشتگان کارهائى دارند و هر یک از آنها مکلّف به عمل معینى هستند و هیچ تأخیرى در انجام آن کار را نمىکنند، بلکه فوراً آنرا انجام داده و خداوند را نافرمانى نمىکنند .

چنانکه خداوند مىفرماید: )علیها ملائکة غلاظ شداد لا یعصون الله ما أمرهم ویفعلون ما یؤمرون( . [التحریم 6] .

[فرشتگانى سخت و شدید بر آتش گماشته شده اند، آنان از دستورات خدا سرپیچى نمیکنند و به دستورات او عمل میکنند] .

بعضى از اعمال و کردار فرشتگان

أولاً: فرشتگانى هستند که مأمور جهنمند و نام آنان نگهبان است، و موکل به آتش و تعذیب جهنمیان مىباشند .

دوم: فرشتگانى هستند که مأمور به حمل عرش خداوند سبحانه و تعالى مىباشند، چنانکه باریتعالى مىفرماید: )الذین یحملون العرش ومن حوله یسبحون بحمد ربهم ویؤمنون به ویستغفرون للذین آمنوا ربنا وسعت کل شیء رحمة وعلماً فاغفر للذین تابوا( . [غافر 7] . [فرشتگانى که عرش با عظمت إلهى را حمل مىکنند، و آنانیکه پیرامون عرشند و به تسبیح و ستایش پروردگارشان مشغولند، هم خود به خدا ایمان دارند و هم براى أهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت مىطلبند که اى پروردگارى که علم و رحمت بى منتهایت همهء عالم را فرا گرفته است تو بلطف و کرم گناه آنانکه توبه کرده و رضاى تو را پیمودند بیامرز] . و همچنین مىفـرماید: )ویحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیة( . [الحاقة 17] . [عرش پروردگارت را در آن روز (یعنى قیامت) هشت فرشته حمل مىکنند] .

تعداد حمل کنندگان عرش

حمل کنندگان عرش چهار فرشته اند و روز قیامت تعداد آنان زیاد شده به هشت فرشته مىرسند .

و عرش خداوند از بزرگترین مخلوقات خداست که روز قیامت هشت فرشته آنرا حمل مىکنند .

و این بر قدرت و توانائى فرشتگان دلالت دارد، زیرا آنان این عرش بزرگ را که از بزرگترین مخلوقات خدا است بر دوش خود حمل مىکنند .

سوم: و تعدادى از فرشتگان مأمو وحى هستند چنانکه باریتعالى مىفرماید: )ینـزّل الملائکة بالروح من أمره على من یشاء من عباده أن أنذروا أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاتقون(. [النحل 2] [خدا فرشتگان را به روح جان بخش و فرمانش بر هر که از بندگانش که بخواهد فرود مىفرستد تا بزرگترین نعمت را که نعمت یافتن توحید و مایهء زندگى سعادت بار است بمردم برسانند به اینکه آگاه کنید مردم را به اینکه معبودى بحق غیر ازخداى یکتا نیست و بنابر این از من و از عقاب من بترسید] .

و الروح، چند معنى دارد که از جمله معانى آنها چنین است:

روح بمعنى: وحی، و آنرا روح نامیده اند زیرا قلبها را زنده مىکند چنانکه باران زمین را زنده مىکند، و چنانکه روح و جان آفریده شده بدن حیوانات را زنده مىکند .

روح بمعنى: قرآن، چنانکه خداوند سبحانه و تعالى مىفرماید: )وکذلک أوحینا إلیک روحاً من أمرنا( . [الشورى 52] . [وحى به تو فرستادیم چنانکه وحى بر پیغمبران پیش از تو نازل فرمودیم]، در این آیه روح بمعنى قرآن است، زیرا بوسیلهء قرآن دلهاى اهل ایمان زنده مىشود، همانطوریکه زمین با باران زنده مىشود دلهاى مؤمنان با قرآن زنده مىشود .

و روح بمعنى: جبریل است، و او بزرگترین و بهترین و شرافتمندترین فرشتگان است که قرآن را از نزد خداوند عز وجل بر محمد e نازل فرموده است .

خـداوند جـل شأنـه مىفرماید: )نزل به الروح الأمین على قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربى مبین( . [الشعراء 193 ـ 195] . [قرآن را خداى یکتا بوسیلهء جبریل الروح الأمین بر دل تو فرود آورد و بزبان تو که زبان عربى فصیح و آشکار است قرار داد تا قوم خود را بوسیلهء قرآن از عذاب خدا بترسانى و به راه ایمان و تقوى برسانى] .

پس جبریل u قرآن را بر قلب پیامبر e نازل کرد و پیامبر e آنرا بر أمت خود تبلیغ فرمود .

خداوند تعالى در آیه دیگر مىفرماید: )قل نزّله روح القدس من ربک( . [النحل 102] . [بگو اى رسول خدا که: روح پاک یعنى جبریل قرآن را از نزد پروردگارت فرود آورد] . یعنى جبریل u روح القدس است .

صفات جبریل u

خداوند جل جلاله جبریل را به صفتهاى عظیم و بزرگى توصیف فرموده: چنانکه مىفرماید: )فلا أقسم بالخنس الجوار الکنس واللیل إذا عسعس والصبح إذا تنفس إنَّه لقول رسول کریم ذى قوة عند ذى العرش مکین مطاع ثم أمین( . [التکویر 15 ـ 21] . [چنین نیست، قسم یاد مىکنم به ستارگان باز گردنده، که بگردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند، قسم به شب تار هنگامى که روى جهان را تاریک گرداند، قسم به صبح روشن که دم زند، که همانا قرآن کلام رسول بزرگوار حق است که فرشتهء با قوّت و قدرتست، و نزد خداى مقتدر عرش با جاه و منـزلت است، و فرمانده فرشتگان و أمین وحى خداست] .

صفت أول: قدرت .

چنانکه باریتعالى مىفرماید: )ذى قوة عند ذى العرش( . [التکویر 20] . [او داراى نیرو و قدرتى است که توانائى حمل قرآن و آنچه به او أمر شود را دارد، و او نزد پروردگار صاحب عرش داراى منـزلت و مکانت است]، )ذى العرش( [صاحب عرش و آنهم خداوند عز وجل مىباشد]، )ذى قوة( . [فرشتهء نیرومند و با قدرت است] . این صفت جبریل u است .

صفت دوم: منـزلت )مکین( . [نزد پروردگار صاحب عرش داراى منـزلت و مکانت است] .

یعنى صاحب منـزلت و مکانت نزد خداوند که کسى غیر از او به چنین مقام و منـزلتى نمىرسد .

صفت سوم: طاعت )مطاع( . [در بین فرشتگان فرمانروا (فرمانده) است] . تمامى فرشتگان به أمر و فرمان خداوند از جبریل اطاعت مىکنند .

صفت چهارم: أمانت )أمین( . [در حمل قـرآن و تبلیغ آن به رسول الله e و آنچه به او أمر شود امین است] .

یعنى بر وحى أمین است، هیچ چیزى از آنرا کم و زیاد نمىکند بلکه آنرا همچنانکه خداوند نازل کرده مىرساند .

محمد e جبریل را مشاهده نمود: باریتعالى مىفرماید: )وما صاحبکم بمجنون( . [التکویر 22] . [دوست و هم صحبت شما که در میان شما بزرگ شده و او را شناخته و ستوده اید (رسول اکرم e) دیوانه نیست و هرگز امکان دیوانگى براى او نیست] .

چنانکه کفار مىگفتند: محمد e دیوانه است .

)ولقد رءاه بالأفق المبین( . [التکویر 23] . [به یقین محمد e جبریل را به صورتى آشکار در بالاترین أفق دید] .

محمد e دو بار جبریل u را در أفق مشاهده کرد .

بار أول در بطحاء([2]) مکه، وقتى سر خود را بلند کرد او را در أبرهاى آسمان دید که ششصد بال دارد و هر بالى أفق را پوشانیده است .

بار دوم: خداوند مىفرماید: )ولقد رءآه نزلة أخرى عند سدرة المنتهى( . [النجم 13 ـ 14] . [و یک بار دیگر هم او را (یعنى جبریل را) رسـول مشاهده کرد، و در نزد درخت سدره که در محلى است که منتهى و آخر عروج به آسمان است و فرشتگان و أرواح شهداء و پرهیزکاران از آن بالاتر نروند] .

رسول الله e در شب معراج در آسمان چنانکه خداوند جبریل را آفریده او را دید .

آنچه گذشت بعضى از صفات جبریل u بود .

خداوند مىفرماید: )إنَّه لقول رسول کریم( . [الحاقة 40] . [قرآن کلام خدا گفتار پیغمبرى بزرگوار است]([3]) .

یعنى قرآن کلام خداوند سبحانه و تعالى است ولى در اینجا به جبریل منسوب داده شده زیرا او به محمد e رسانیده است، پس او مبلغى از طرف خداوند است و آنرا به پیغمبر اکرم e رسانیده و آن کلام خداوند عز وجل مىباشد .

و سخن به کسى إضافه مىشود که اولین بار آنرا گفته باشد، نه کسى که آنرا به کسى دیگر إبلاغ کند، ولى اینجا به جبریل منسوب شده زیرا وى إبلاغ کننده است .

چهارم: فرشتگانى هستند که مأمورند به اعمال و کردار دیگرند مانند:

1 ـ میکائیل مأمور است به نزول باران از آسمان که آنرا سوق میدهد در حالیکه خداوند سبحانه به او فرمان داده است .

2 ـ إسرافیل که مأمور به دمیدن در شیپور است وقتى خداى تعالى بخواهد مردم را از قبرهایشان برانگیزد و جسدها از قبرها مىرویند و کامل مىشوند و چیزى بجز روح باقى نمىماند، در این وقت إسرافیل به فرمان خداوند در شیپور مىدمد و أرواح به أجسادى داخل مىشود که از قبرها روئیده بود و بلند شده بودند، سپس به جائى که خداوند به آنان فرمان داده مىروند .

خداوند تعالى مىفرماید: )یوم یخرجون من الأجداث سراعاً کأنَّهم إلى نصب یوفضون( . [المعارج 43] .

[آن روزى که بسرعت و شتابان از قبرهایشان بیرون مىآیند، گویا آنان بسوى بتهائى که مىپرستیدند مىشتابند] .

همچنان باریتعالى مىفرماید: )یخرجون من الأجداث کأنَّهم جراد منتشر مهطعین إلى الداع یقول الکافرون هذا یوم عسر( . [القمر 7 ـ 8] . [گروههاى بشرى بحال ترس و خوارى او قبرها بیرون مىآیند و منتشر شده بسوى منادى محشر شتابان اجابت مىکنند، و کافران با هم گویند این همان روز سختى است که (ما آنرا انکار کردیم)] . این سه فرشته مأمور زندگى و حیات هستند پس: جبریل مأمور وحى است که با آن قلبها زنده میشود، و میکائیل مأمور باران است که زمین را بعد از مردن زنده مىکند، و إسرافیل مأمور دمیدن در صور (شیپور) است که أجساد را از قبرها زنده مىکند . به همین خاطر رسول الله e در نماز شب وقتى در شب براى خواندن نماز بلند مىشد بعد از تکبیر تحریمه چنین مىگفت: ((اللهم رب جبرائیل ومیکائیل وإسرافیل فاطر السموات والأرض ..)). [مسلم] . خدایا، اى پروردگار جبریل و میکائیل، آفریننده آسمانها و زمین، تا آخر این دعاء . پس اینها عظیمترین فرشتگان هستند بخاطر بزرگى مأموریت آنها .

پنجم: فرشتگانى هستند که مأمورند به نطفه در شکم مادر چنانکه در حدیث عبدالله بن مسعود آمده که گفت: حدثنا رسول الله e وهو الصادق المصدوق: ((إنَّ أحدکم یجمع خلقه فى بطن أمه أربعین یوماً نطفة ثم یکون علقة مثل ذلک ثم یکون مضغة مثل ذلک ثم یرسل إلیه الملک فینفخ فیه الروح ویؤمر بأربع کلمات بکتب رزقه وأجله وعمله وشقى أو سعید)) . [متفق علیه] . فرستاده خدا e بما فرمود و اوست پیغمبر راستگو و تصدیق شده: محققاً خلقت یکى از شما در شکم مادرش چنین انجام مىگیرد: چهل روز بحالت نطفه است، پس از آن لخته اى از خون مىشود در چهل روز، پس از آن تکه گوشتى مىشود در چنین مدتى، پس از سه چهل روز (که جمعاً صد و بیست روز خواهد بود) خدایتعالى فرشته اى بسوى او مىفرستد تا در آن روح بدمد، و فرشته مأمور است به نوشتن چهار کلمه: نوشتن روزیش، مدت عمرش، کردارش، واینکه بدبخت یا نیکبخت است .

خداوند سبحانه و تعالى این فرشته را به این امر مهم و بزرگ به طرف او مىفرستد .

ششم: و فرشتگانى هستند که به قبض و گرفتن روح و جانها مأمورند تا اینکه عمر او پایان یابد، و در اینجا (ملک الموت) فرشتهء مرگ است، چنانکه خدا مىفرماید: )قل یتوفاکم ملک الموت( . [السجدة 11] . [اى رسول ما بگو: فرشتهء مرگ جان شما را میگیرد] . و فرشتهء مرگ (ملک الموت) با خود همراهانى دارد، چنانکه خداوند مىفرماید: )حتى إذا جاء أحدکم الموت توفته رسلنا وهم لا یفرطون ثم ردوا إلى الله مولاهم الحق( [الأنعام 61 ـ 62] . [تا آنگاه که هنگام مرگ یکى از شما فرا رسد فرشتگان ما جان او را بستانند و ایشان در آنچه به آن مأمور مىشوند هیچ کوتاهى نمىکنند، سپس بسوى مالک حقیقى شان خداى یکتاى بر حق باز مىگردند] . و مرگ به فرشتگان و به فرشته مرگ (ملک الموت) و به خداوند نسبت داده شده است: )الله یتوفى الأنفس حین موتها( . [الزمر 42] .

[خدا است که وقت مرگ ارواح خلق را مىگیرد] .

و اینجا مرگ به خـداوند نسبت داده شده، زیرا او سبحانه و تعالى به آن أمر فرموده و به فرشتگان نسبت داده شده، زیرا آنان هستند که جان را از بدن جمع کرده تا اینکه به حلقوم برسد و به (ملک الموت) فرشته مرگ نسبت داده شده: )قل یتوفاکم ملک الموت( . [السجدة 11] . زیرا او روح را قبض مىکند در حالیکه در حلقوم جمع شده است .

هفتم: فرشتگانى هستند که به حفظ و نگهدارى اعمال و کردار بنى آدم مأمورند، چنانکه در حدیث آمده: ((یتعاقبون فیکم ملائکة باللیل وملائکة بالنهار)) . [متفق علیه] .

فرشتگانى پى در پى بر شما وارد مىشوند، گروهى شب مىآیند و گروهى روز مىآیند . و باریتعالى مىفرماید: )وإنَّ علیکم لحافظین کراماً کاتبین یعلمون ما تفعلون( . [الإنفطار 10 ـ 12] . [البته و یقیناً نگهبانها براى مراقبت أحوال و اعمال شما مأمورند، فرشتگانى بزرگوارند که اعمال بندگان را مىنویسند، شما هر چه کنید همه را مىدانند] .

هر انسان دو فرشته با اوست

بر هر یک از انسانها دو فرشته مأموریت دارد، یکى بر سمت راست حسنات و نیکىهاى او را مىنویسد، و دیگرى در سمت چپ او بدیها را مىنویسد، چنانکه باریتعالى مىفرماید: )إذ یتلقى المتلقیان عن الیمین وعن الشمال قعید ما یلفظ من قول إلاَّ لدیه رقیب عتید( . [ق 17 ـ 18] . [دو فرشته گفتار و کردار شخص را دریافت مىدارند و آنرا ثبت مىکنند، یکى از دسـت راست و دیگرى از دست چپ نشسته و همنشین او هستند، هر کلمه اى که بر زبان براند (از خیر و شر) آنرا مینویسند و مراقب و حاضر حال اویند] . این فرشتگان در سفر و در إقامت با انسان هستند، و در تمامى أحوال، در نماز در سجود با او هستند و او را ترک نمىکنند مگر در بعضى از حالات خاصى مانند قضاى حاجت، و آنان گفتار و کردار او را مىنویسند .

فرشتگان نیت و قصد انسانها را مىنویسند

و در حدیث وارد است که نیت و قصد آنچه در قلب بنى آدم است، و آنـرا در قلب مىگوید، و آنچه نیت مىکند که آنرا انجام دهد فرشته آنرا مىنویسد .

به همین خاطر انسان اگر نیت نیک نماید ثوابش به او مىرسد، و بر نیت بد نیز مجازات مىشود، زیرا نیت عمل قلبى است .

فرشتـگان مأمورند بر انسان از وقتى که به سن بلوغ برسد تا اینکه از دنیا برود و آنان آنچه در دنیا از نیت و کردار و گفتار انجام داده مىنویسند .

منـزلت و مکانت نماز صبح و نماز عصر در بین نمازهاى دیگر

رسول الله e فرمودند: ((یتعاقبون علیکم ملائکة باللیل وملائکة بالنهار یجتمعون فى صلاة العصر وفى صلاة الفجر ..)) . [متفق علیه] . فرشتگانى پى در پى بر شما وارد مىشوند، گروهى شب مىآیند و گروهى روز مىآیند، و اینها صبح و عصر با هم یک جا جمع مىشوند . باریتعالى مىفرماید: )وقرآن الفجر( . یعنى نماز صبح . ومىفرماید: )إنَّ قرآن الفجر کان مشهوداً( . [الإسراء 78] . [حقاً که نماز صبح مورد مشاهدهء فرشتگان شب و فرشتگان روز است] . فرشتگان شب و فرشتگان روز در آن حاضر مىشوند، و به قرآنى که در نماز تلاوت مىشود گوش مىدهند، و در نماز عصر حاضر با هم جمع مىشوند خداوند در حالیکه حال انسانها را از فرشتگان بهتر مىداند از آنها سؤال مىکند: چگونه و در چه حالى بندگانم را ترک کردید؟ آنها مىگویند: آنها را ترک کردیم در حالیکه نماز مىخواندند، و به آنان وارد شدیم در حالى که نماز مىخواندند . یعنى فرشتگان نازل شدند و ما در نماز عصر بودیم و با ما در نماز حاضر بودند، و بالا رفتند در حالیکه ما در نماز صبح بودیم، و به اینخاطر نماز عصر، نماز وسطى یعنى میانه نامیده شده است که خداوند بر آن تشویق کرده مىفرماید: )حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى( . [البقره 238] . [ محافظت کنید بر نمازهاى فرض شبانه روزى، و بخصوص نماز میانه که نماز عصر است] . یعنى نماز عصر زیرا فرشتگان شب و فرشتگان روز در آن حاضر میشوند .

دعوتى بسوى کسانیکه در کار و تکالیف شرعى کوتاهى و سستى مىکنند

کجا هستند کسانیکه از نماز صبح تخلف کرده بر فراش خود میخوابند و این منظر بزرگ را در هر شب با فرشتگان خدا مشاهده نمیکنند، فرشتگان خدا در عالم بالا (عالم أرواح مجرده) از آنان خبر میدهند که: بر آنان وارد شدیم در حالى که در نماز بودند، و آنان را ترک کردیم در حـالى که در نماز بودند، چه فایده اى مىکند کسیکه از نماز صبح تخلف کرده و خواب را بر نماز ترجیح مىدهد، و چه فایده اى مىکند کسیکه از نماز عصر سستى و کوتاهى کرده و خواب یا کارهاى دیگر را بر نماز عصر ترجیح مىدهد؟ در حدیث آمده که: ((من فاتته صلاة العصر فکأنَّما وتر أهله وماله)) . [متفق علیه] . کسیکه نماز عصر از او فوت شود مانند اینکه أهل و مال او از بین رفته است، و در حدیث دیگر: ((فقد حبط عمله)) مانند اینکه تمامى اعمال و کردار او نابود شده است . یعنى نماز را از وقت خود خارج کرده، و اگر از وقت آن خارج شود مانند اینکه از او فوت شده است .

هشتم: فرشتگانى هستند که به حفظ و نگهدارى انسان از هلاکت مأمورند، زیرا انسان راه میرود در حالیکه در خطر است، ولیکن خداوند فرشتگانى را مأمور کرده تا انسان را از خطر این دنیا که مقدر و سرنوشت او است نگهدارى کنند .

و این زمین که انسان بر آن زندگى میکند در آن خطرهائى وجود دارد از قبیل حیوانات وحشى، و مارها، و عقربها، و در آن طاغوتهائى از بشر وجود دارد، و همچنین در آن ظلم و ستم وجود دارد، ولیکن خداوند این فرشتگان را قرار داده تا انسان را نگهدارى کنند چنانکه میفرماید: )له معقبات من بین یدیه ومن خلفه( . [الرعد 11] . [براى هر انسان تعقیب کنندگان و پاسبانى است که از جلوى رو و پشت سر او را نگهدارى مىکنند] . به دستور خداوند او را حفظ مىکنند، و مادامیکه خداوند براى او سلامتى نوشته این فرشتگان از او دفاع مىکنند و هیچ بشرى به او نمىرسد، و اگر خداوند خواست که مرگ و اجل او فرا رسد، فرشتگان او را ترک مىکنند . و همیشه یکى از فرشتگان از جلو و دیگرى از پشت سر، او را نگهدارى مىکنند: )إنَّ الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بأنفسهم وإذا أراد الله بقوم سوءً فلا مرد له( . [الرعد 11] . [خدا تغییر نمىدهد حال مردمى را تا اینکه خودشان آن را تغییر دهند، چه در نعمت باشند و چه در محنت و سختى، چه در عزت باشند و چه در ذلت و خوارى، چه در سرفرازى باشند و چه در خوارى، آنرا تغییر نمىدهد مگر وقتى که مردم واقع زندگى خود را تغییر دهند، زیرا نتیجه همیشه ملازم عمل است، و هرگاه خدا إراده کند که مردمى را به بدى اعمالشان عقاب کند هیچ راه دفاعى نیست و هیچ کس مانع او نخواهد بود] . اگر سرنوشت او آمد و خداوند هلاکت آن انسان را خواست فرشتگان که مأمور نگهدارى او هستند او را ترک مىکنند، زیرا آنان خلاف فرمان خدا عمل نمىکنند .

نهم: فرشتگانى در این جهان هستندکه مأمورند به اعمال و کردارى که جز خداوند عز وجل کسى آنرا نمىداند .

فرشتگانى هستند که به دریاها مأمورند، و فرشتگانى هستند که به رودها مأمورند، و دیگرانى هستند که به اعمال و کردار بسیار زیاد دیگر مأمورند، این عالم و جهان که این همه رویدادها در آن پدید مىآید همه در تقدیر و سرنوشت خداوند تعالى هستند، و فرشتگان به فرمان خدا به إجراى اینها مىپردازند .

وجوب ایمان به فرشتگان و به آنچه انجام مىدهند

از جمله فرشتگان آنها هستند که خداوند نام آنان را برایمان ذکر فرموده است، مانند جبریل و میکائیل و إسرافیل و مالک نگهبان جهنم: )ونادوا یا مالک لیقض علینا ربک( . [الزخرف 77] . [آن دوزخیان مالکْ نگهبان جهنم را ندا کرده و مىگوبند: اى مالکْ از پروردگارت بخواه تا ما را مرگ دهد، بمیریم و راحت شویم] . و فرشتگانى هستند که خداوند سبحانه و تعالى نام آنان را برایمان ذکر نفرموده است، و ما به تمامى آنان ایمان مىآوریم چه آنانیکه نامشان ذکر شده و چه آنانیکه نامشان ذکر نشده است، و به اعمال و کردارى که آنان به فرمان خدا آن اعمال را انجام مىدهند ایمان مىآوریم .

و فرشتگانى هستند در آسمان که مشغول عبادت و رکوع و سجود خدایند، و هیچ جائى از آسمان نیست مگر اینکه فرشته اى از فرشتگان در حال رکوع و سجود خداست .

و فرشتگانى هستند که جز خداوند کس دیگرى از آنها خبر ندارد، و ما بطور إجمالى ایمان مىآوریم به آن فرشتگان که نام آنها ذکر نشده، و بطور تفصیلى ایمان مىآوریم به آن فرشتگانى که نامشان ذکر شده، و آنان را دوست داریم . و آنها بیشترین کسانى هستند که بنى آدم را به نیکى و خیر نصیحت مىکنند، و به نیکى فرمان مىدهند، و براى آنان استغفار مىکنند، چنانکه خداوند عز وجل مىفرماید: )الذین یحملون العرش ومن حوله یسبحون بحمد ربهم ویؤمنون به ویستغفرون للذین آمنوا( . [غافر 7] .

اختلافاتى که بین عمل فرشتگان و عمل شیاطین وجود دارد

1 ـ فرشتگان تسبیح و تنـزیه و سپاس خداوند را مىگویند، و براى کسانیکه در زمین هستند استغفار مىکنند، و آنها بهترین پند دهندگان و ناصحترین مخلوقات خدا به بنى آدم هستند، و شیاطین از خائن ترین مخلوقات خدا به بنى آدم مىباشند، زیرا شیاطین عهد و پیمان بسته اند که تا آنجائیکه بتوانند بنى آدم را گمراه کرده فریب دهند و او را به هلاکت برسانند .

2 ـ فرشتگان به نیکى و خوبى أمر مىکنند .

و شیاطین به فساد و بدى أمر مىکنند، چنانکه خداوند مىفرماید: )ومن یَعْشُ عن ذکر الرحمن نقیض له شیطاناً فهو له قرین( . [الزخرف 36] . [و هر کسیکه خود را به کورى، و از قرآن که یاد خداى مهربان و رحمت خدا براى جهانیان است روى بگرداند، براى او شیطانى برانگیزیم تا همیشه با او همراه و همنشین باشد] . پس کسانیکه از قرآن إعراض کرده و به آن پشت کنند خداوند سبحانه و تعالى آنان را عذاب مىدهد به اینکه شیطانى بر او مسلط و چیره کرده تا همیشه همراه او باشد . و همچنین مىفرماید: )وإنَّهم لیصدونهم عن السبیل ویحسبون أنَّهم مهتدون حتى إذا جاءنا قال یالیت بینى وبینک بعـد المشرقین فبئس القرین( . [الزخرف 37 ـ 38] . [و بتحقیق آن شیطانها همیشه آن مردم را از خدا غافل کرده به گمراهى مىکشانند، و ایشان گمان مىکنند که براه راسـت رسیده اند، تا وقتیکه از دنیا بسوى ما باز آید آنگاه با نهایت حسرت گوید: اى کاش میان من و تو فاصلهء میان مشرق و مغرب بود که او بسیار همنشین و یار بدى براى من بود] . و چیزى انسان را از شیطان دور نمىکند بجز ذکر و یاد خدایتعالى .

3 ـ اینکه ذکر خداوند شیطان را از او مىراند و فرشتگان نزد او حاضر مىشوند .

و به همین خاطر شیطان را: الوسواس الخناس نامیده اند .

و هرگاه انسان ذکر خداوند را ترک کرد شیطان بسوى او مىآید و هرگاه ذکر خدا کند فرشتگان دور او جمع مىشوند، چنانکه در حدیث آمده: ((ما اجتمع قوم فى بیت من بیوت الله یتلون کتاب الله ویتدارسونه بینهم إلاَّ نزلت علیهم السکینة وغشیتهم الرحمة وحفتهم الملائکة وذکرهم الله فیمن عنده)) . [مسلم] . هرگاه گروهى از مردم در خانه اى از خانه هاى خدا (یعنى در یکى از مساجد) کرد آیند تا کتاب خدا قرآن را بخوانند و درسهاى آنرا بهم بفهمانند آرامش بر دلهاى ایشان فرود آید، و مهر و رحمت خدا ایشان را فرا گیرد، و فرشتگان ایشانرا در بر گیرند، و خداوند ایشان را میان کسانیکه نزد اوست یاد کند .

جاهائیکه فرشتگان به آنجا مىروند

فرشتگانى هستند که جهانگردند و در جستجوى حقله هاى ذکـر و درس هستند، و اگر حلقه اى از علم و دانش را دیدند به همدیگر مىگویند: بیائید که نیاز خود را پیدا کردیم .

و حلقه هاى ذکر بسیار است و از آنجمله عبارتند از:

1 ـ تلاوت قرآن، پس هرکس قرآن را تلاوت کند ذکر خدا را بجا آورده است .

2 ـ و کسیکه نماز مىخواند ذکر خدا را بجا آورده است .

3 ـ و کسیکه تسبیح و تهلیل و تکبیر و استغفار و سپاس خدا کند ذکر خدا را بجا آورده است .

در اینجا فرشتگان اطراف و پیرامون آنها جمع مىشوند و شیاطین از آنها دور مىشوند .

4 ـ کسیکه کتابهاى علمى را مطالعه مىکند و براى علم و دانش حلقه مىزند تا علم و دانش بیاموزد ذکر خدا بجا آورده و فرشتگان پیرامون و اطراف وى جمع مىشوند .

جاهائیکه شیاطین به آنجا مىروند

1 ـ کسانیکه وقت خود را بیهوده صرف مىکنند مانند: مجالس موسیقى و ترانه و تئاتر (صحنهء نمایش)، شیاطین پیرامون آنها جمع مىشود و فرشتگان از آنها فاصله مىگیرند .

2 ـ کسیکه عکس جاندار در خانه آویزان کند فرشتگان به خانه اش داخل نمىشوند چنانکه در حدیث آمده: ((إنَّ الملائکة لا تدخل بیتاً فیه کلب ولا صورة)) . [متفق علیه] . فرشتگان به خانه اى که در آن سگ و عکس باشد داخل نمىشوند .

پس فرشتگان رحمت به خانه هائیکه در آن عکس وجود دارد داخل نمىشوند، حال اینکه این عکسها بر دیوار آویزان باشد و یا در قالب و صندوق براى یادبودى و قشنگى دیوارها و خانه ها باشد . و این عکسها که جاندار هستند فرشتگان را فرارى مىدهند و فرشتگان به چنین خانه هایى داخل نمىشوند .

ولى اگر عکسها براى ضرورت باشد مانند عکس شناسنامه، و گذرنامـه، و کارت شناسائى، و گواهینامه، و مانند اینها، براى اینگونه عکسها استثناء وجود دارد، زیرا براى تعظیم گذاشته نشده است . و همچنین عکسهائیکه در قالیچه زیر پا باشد مستثنى است . و قصد ما عکسهائى است که براى یاد بود و فخر نگهدارى مىشود، و ضرورتى براى آنها وجود ندارد، اینهاست که شیاطین را بخود جلب مىکند، و فرشتگان را از خود مىراند و از ورود فرشتگان جلوگیرى مىکند .

نشانه و تأثیر ایمان به فرشتگان در زندگى انسان

ایمان به فرشتگان تأثیر مهمى در زندگى روز مره انسان دارد، و اگر انسان دانست که چنین است احتیاط مىکند، و اگر دانست که فرشتگانى مأمور بر او هستند و شب و روز از او نگهدارى مىکنند، در اینحال احتیاط مىکند تا اینکه چیزى بر او نوشته شود . آیا اگر بداند که جاسوسى دنبال او مىباشد و از او مراقبت مىکند آیا احتیاط نمىکند که ممکن است حـرفى بزند و یا کارى انجام دهد که به ضرر او تمام شود؟ پس چطور از فرشتگان پرهیز نمىکند در حالیکه او آنها را نمىبیند و بشر جاسوسها را مىبینند، کسیکه تو را نگهبانى مىدهد و زیر نظر قرار دارد مواظب خود خواهى شد، ولى فرشتگان تو را مىبینند و تو آنها را نمىبینى، ممکن است خود را از بشر پنهان کنى و داخل خانه اى شوى، یا درى بر خود ببندى تا از تو با خبر نشود ولى فرشتگان در هر جا که باشى با تو همراهند . خداوند عز وجل به آنان این قدرت را داده تا هر جائیکه خداوند به آنها فرمان دهد برسند، به همین خاطر خداوند مىفرماید: )وإنَّ علیکم لحافظین کراماً کاتبین یعلمون ما تفعلون( . [الإنفطار 10 ـ 12] . خداوند اینرا فرموده تا ما مواظب خود باشیم .

و این ثمره ایمـان بـه فرشتگان است که انسان مواظب گفتار و کردار بد خود خواهد بود، تا اینکه بر او چیزى نوشته نشود، وگرنه روز قیامت مجازات خواهد شد .

هیچ چیز از خدا پنهان نخواهد بود

خداوند عز وجل مىفرماید: )إن کل نفس لما علیها حافظ( . [الطارق 4] . [براى هر شخص مراقب و نگهبانى است] .

و مىفرماید: )ونحن أقرب إلیه من حبل الورید(، [ق 16]، [و ما از رگ گردنش به او نزدیکتر هستیم] . آیا مىدانید الورید چیست؟ ورید انسان رگى است که در دو طرف گردن قرار دارد و خون در آن جارى است، یکى در طرف راست و دیگرى در طرف چپ گردن مىباشد و در آن خونى است که جسم انسان با آن تغذیه مىشود . خداوند میفرماید: )ونحن أقرب إلیه من حبل الورید( . و همجنان میفرماید: )هو الأول والآخر والظاهر والباطن( . [الحدید 3] . [اوست أول و نخست که پیش از او هیچ کس نبوده، اوست آخر که همه فنا شوند و او بماند که بعد از او کسى نیست، اوست ظاهر و ما فوق همه، و اوست باطن و دور از دید همه، اوست پیشین و پسین و اوست آشکار و پنهان] . رسول الله e در تفسیر این آیه مىفرماید: ((أنت الأول فلیس قبلک شیء وأنت الآخر فلیس بعدک شیء وأنت الظاهر فلیس فوقک شیء وأنت الباطن فلیس دونک شیء)) . [مسلم] . تو نخستینى که قبل تو چیزى نیست، و تو آخرینى که بعد از تو چیزى نیست، تو آشکارى که آشکارتر از تو چیزى نیست، تو پنهانى که پنهانتر از تو چیزى نیست .

پس هیچ چیزى در خشـکى و دریا، و رودها، و صحراها، و بازارها، و مساجد، و نماشیگاهها، و یا میدانهاى بازى، و در همه جا، از خداى عز وجل مخفى و پنهان نخواهد شد .

نیکىها و بدیها از خداوند مخفى و پنهان نخواهد بود، و به همین خاطر وقتى جبریل u از رسول الله e در بارهء إحسان و نیکى سؤال کرد، و گفت: مرا از احسان و نیکى با خبر ساز، رسول الله e فرمود: ((الإحسان أن تعبد الله کأنَّک تراه فإن لم تکن تراه فإنَّه یراک)) . [مسلم] . احسان عبارتست از اینکه خـداوند را بگونه اى عبادت نمایى گویا تو را مىبینى، و اگر تو او را نمىبینى همانا او تو را مىبیند . و خداوند مىفرماید: )ونحن أقرب إلیه من حبل الورید إذ یتلقى المتلقیان عن الیمین وعن الشمال قعید ما یلفظ من قول إلاَّ لدیه رقیب عتید( . [ق 16 ـ 18] . [و ما از رگ گردنش به او نزدیکتر هستیم، دو فرشته اى که گفتار و کردار شخص را دریافت کرده و آنرا مىنویسند که یکى از طرف راست و دیگرى از طرف چپ او نشسته است و همنشین او هست] . و مىفرماید: )أم یحسبون أنَّا لا نسمع سرهم ونجواهم بلى ورسلنا لدیهم یکتبون( . [الزخرف 8] .

[آیا گمان مىکنند که سخنان سرّى و پنهانى که بگوش هم مىگویند، و سخنان آشکار آنها را نمىشنویم؟ بلى مىشنویم و رسولان ما (فرشتگان) نزد ایشان گفتار و کردارشان را مىنویسند] . پس خداوند عز وجل حرف زدن آهسته بین دو نفر و راز و نیاز کردن و آنچه سرّ مىباشد مىشنود و فرشتـگان آنرا مىنوسیند و این از نشانهء ایمان به فرشتگان مىباشد .

به خاطر دوست داشتن فرشتگان آنان را یاد آورى مىکنیم

ذکر و یاد آورى فرشتگان فقط براى علم و دانش و درک چیزى نیست چنانکه تاریخ را مطالعه مىکنیم، بلکه ما آنان را یاد آورى مىکنیم تا اینکه آماده شویم و بر حذر باشیم که چیزى از بدیها بر ما نوشته شود و روز قیامت مورد بازخواست خداوند قرار گیریم و مجازات شویم .

همچنین بخاطر دوست داشتن آنان را یاد آورى میکنیم، زیرا خداوند آنانرا دوست مىدارد و همچنین ما آنان را دوست مىداریم زیرا نیکوترین و فرمانبردارترین مخلوقات خدایند .

چنانکه باریتعالى مىفرماید: )کرام بررة( . [عبس 16] . [فرشتگانى بزرگوار و نیکوکار و عالى رتبه] .

خلاصه اینکه بایستى قدر و منـزلت فرشتگان را بدانیم و آنانرا دوست بداریم، زیرا خداوند آنان را دوست مىدارد .

ولى کسیکه با فرشتگان دشمنى کند و آنان را دوست ندارد خداوند دشمن او خواهد بود . و کسیکه خـداوند با او دشمن شود قیامت او بلند شده و حالى نخواهد داشت .

خداوند سبحانه وتعالى مىفرماید: )من کان عدواً لله وملائکته ورسله وجبریل ومیکال فإنَّ الله عدوّ للکافرین( . [البقره 98] . [هر کس با خدا و فرشتگان خدا و پیغمبران او و جبریل و میکائیل دشمنى کند و دشمن باشد (محققاً چنین کسى کافر خواهد بود) و خداوند هم دشمن کافران است] .

و کسیکه با آنان دشمنى کند خداوند دشمن او خواهد بود .

و در پایان از خداوند عز وجل خواستارم که ما و شما را ایمان صادق و علم و دانش مفید و عمل و کردار نیک و صالح عطا فرماید . وصلى الله على نبینا محمد وعلى آله وصحبه وسلم .



([1]) معناى صور: بادى است که إسـرافیل در روز رستاخیز در صور یعنى شیپور و بوق خود مىدمد و مردگان زنده مىشوند .

([2]) یکى از محله هاى مکهء مکرمه مىباشد .

([3]) در این سوره قرآن را گفتار پیغمبر خواند از این رو که پیغمبر رسالت تبلیغ آنرا دارد (مترجم) .